قسمتي از پيش گفتار داستان
اين متن پايين قسمتي از پيش گفتار كتابي كه در موردش براتون گفتيم ... نظراتتون رو دربارش بگيد .
-----------------------------------------------------------------------
آغاز شد جهان با انفجاري از نور و انرژي .... !
به اعماق رفت بوسيله آب ... !
پديدار گشت از نو ... بوسيله نيرو
و اين قدرت خداوند است كه خودنمايي مي كند .
از چه سخن برانيم ، وقتي مي دانيم وصف قدرتش محال است .
ولي قدرت خود را مي توان بيان كرد ، ار چه آن هم باز به قدرت لايزالش باز مي گردد ، ولي بلاخره قسمتي اش هم از آن ماست ، پس كلاف سخن را از زماني به دست مي گيريم كه قدرنشناسي انسان به مهرباني خداوند باز مي گردد.
اينگونه انسان پاسخ مهر پروردگار را داد و نعمتش خشم شد و نادانان را هلاك ساخت .
و زندگي تقريباً به پايانش رسيده بود .
ولي دوباره ... لطف خداوند زمين را فرا گرفت ... چون زندگي همان ثانيه ايست كه همني الان كه داري اين را مي خواني متولد مي شود ، پس آغاز بخصوصي ندارد ،ولي پاياني دارد كه تولدش نگيني در عصر جديد است .
سلام ، این وبلاگ گروه نویسندگان جوان دزفول طراحی شده امیدوارم خوشتون بیاد هر وقت اومدید و سر زدید نظر یاتون نره .